باز دلم هوای نوشتن و گفتن و و شنیدن کرده . واسه همین اومدم دوباره وبلاگم رو اپ کنم و انشاالله اگه خدا بخواد دوستان لطف کنن بخونن .

خیلیا از امام زمان و فرجش میگن . از اتظار از دوری و ....

نمیدونم هجران رو چطوری میشه تعریف کرد یا چطوری میشه باهاش کناراومد ولی همین رو میدونم که امید به فردایی بدون دوری و فراغ تنها تسکین دهنده کسایی هست که هجران بلای جونشون شده .

میسوزم از فراغت روی از جفا بگردانهجران بلای جان شد یا رب بلا بگردان

موسم عشق و صفا کی میرسه خدا میدونه . کی میشه ما هم از حضور امامون بدون واسطه بهره ببریم خدا میدونه . البته میدونم که لایق نیستم ولی وقتایی که جمکران میرم ازش میخوام خودش کمکم کنه و منو اسیر عشق و مهرخودش کنه ، به من وفاداری رو یاد بده و  نزاره هیچ چیز ازش جدام کنه . وای اگه بدونید گنبد سبز مسجد جمکران خودش چقدر تصلای دلهای پریشونه . وقتی نگاهت به گنبد میفته بی اختیار اشک تو چشات حلقه میزنه و وقتی نجوای عاشقای اقا رو با مهدی فاطمه میبینی اشکهای حلقه زده توی چشمت مثل یه رود کوچیک گونه های تو رو نوازش میده .

زیاد طولانیش نمیکنم فقط همین رو بگم و رفع زحمت کنم . اینو برای اون دسته از عزیزایی مینویسم که عاشق یوسف یعقوب دلها هستند . اگه میخوای غریبی مهدی فاطمه رو ببینی یه عصر جمعه برید جمکران . همه غروبهای جمعه گرفتس ولی جمکران و عصر جمعه به خدا دل سنگ رو اب میکنه . خیلی صبر میخواد که ... .

رفقا ببه خدا امام زمان از ما اشتیاقش برای اومدن بیشتره . پس بیایید همه با هم برای ظهور مولامون شب و روز دعا کنیم

اللهم عجل لولیک الفرج

اللهم ارنی الطلعه الرشیده

منتظرم منتظرم تا فصل هم عهدی بیاد با ذوالفقار حیدریش صاحبمون مهدی بیاد

به امید فرج یا حق و التماس دعا